به گزارش ملایر پرس جواد نوروزبيگي، تهيهكنندهي کننده این فیلم، از انجامشدن 20 درصدد تصويربرداري اين تلهفيلم خبر داد و گفت: تصويربرداري اين فيلم همچنان در ملاير ادامه دارد.
برخي از عوامل اين تلهفيلم عبارتند از:
نويسندگان: محمدعلي طالبي، محمدرضا يوسفي، كارگردان: محمدعلي طالبي، تهيهكننده: جواد نوروزبيگي، مجري طرح: مقصود جباري، مدير فيلمبرداري: هادي شلالوند، طراح صحنه و لباس: بهزاد كزازي، صدابردار: محمد صالحي، مدير برنامهريزي و دستيار اول كارگردان: مسعود ميمي، دستيار فيلمبردار: حسين بذرافشان، مدير صحنه: رحيم حاجيتبار، طراح گريم: عليرضا خورشيدي، مدير تداركات: مصطفي ترابي، دستيار صحنه: مرتضي بهرامي، جامهدار: سلما نايبي، عكاس صحنه: بهرنگ دزفوليزاده، دستيار صدابرداري: غلامرضا صالحي، دستيار دوم كارگردان: امين اميني، چهرهپرداز مرد: عليرضا رشيدي، گروه فيلمبردار: فريد خضرايي، ابراهيم مقيمي، مهدي نيكچه، خدمات: حسن روحاني، گروه تداركات: جواد خليلي، حملونقل: عليرضا عليرضايي و سينه موبيل: امير صابر.
همچنين در اين فيلم بازيگران چون : گوهر خيرانديش، نورالدين اعملي، سپهر گودرزي، سيد عبدالله موسوي، مسعود چوبين، طاهر داوند، مهدي چاياني، شعله محمدي، شاپور كلهر، عليرضا پاكزاد، فرزاد عليمرادي به ايفاي نقش پرداختهاند.
در خلاصه داستان «علفزار» آمده است:
وقت كوچ ايل است، اما خانواده علي (نوجوان 12 ساله) به علت مشكل مالي نميتوانند گله را با كاميون به ييلاق ببرند. همچنين پدر علي به علت دعوا با برادرزنش ناراحتي كمر پيدا كرده و قادر نيست گله را به شكل سنتي از طريق ايلراه به ييلاق برساند. علي تصميم ميگيرد كه به جاي پدر با گله همراه شود. ابتدا پدر نميپذيرد، اما به خاطر اصرار علي و اينكه ممكن است گله تلف شود، قبول ميكند كه او به اتفاق كلبعلي پير ايل و چوپان جواني به نام صادق گلههاشان را به سمت ييلاق حركت دهند.
علي كه براي اولينبار مسووليت بزرگي به او واگذار شده همراه با كلبعلي و صادق راهي سخت و پر فرازونشيب را طي ميكند و حوادث بين راه مثل حضور دزدها، شكارچيان، قرقبانان و گرسنگي و تشنگي از او نوجواني دلير ميسازد.
از سوي ديگر خانواده علي كه با وانت عازم ييلاق شدهاند در مسير جاده با مشكلاتي روبهرو ميشوند، اما بالاخره به مقصد ميرسند و در آنجا براثر افتادن نرگس خواهر كوچك علي به داخل رودخانه و ياري دايياش كه چندان در دعواي با پدر مقصر نبوده، دوباره فاميل با هم آشتي ميكنند. علي، كلبعلي و صادق سرانجام گله را به سلامت به ييلاق ميرسانند و با استقبال خانواده روبهرو ميشوند. در اين سفر طولاني علي درسهاي فراواني چون مهر و دوستي و پايمردي در برابر مشكلات را از كلبعلي چوپان دورانديش ياد ميگيرد.