ملايرپرس | malayerpress.com



ماهیت انقلاب اسلامی، یک ماهیت فرهنگی است،
كد مطلب : 54

واژه ی فرهنگ در عین حالی که یکی از واژه های پرکاربرد در ادبیات روزمره ما ایرانیان است؛ واژه ای نسبتاً پیچیده است، به نحوی که در حدود 200 تعریف و تعبیر برای آن برشمرده اند و جالب آن که عمدتاً با چنین مقوله ی پیچیده ای، بسیار سطحی و روبنایی برخورد می شود.

در میان تعاریف متعددی که برای فرهنگ به کار برده شده، عینی ترین مفهوم فرهنگ، «مجموعه ای از باورها، ارزش ها، هنجارها، آداب و رسوم و خصلت های رفتاری عموم مردم یک جامعه» است.

با یک توجه و تأمل کوتاه معلوم و مبرهن است که ماهیت انقلاب اسلامی، یک ماهیت فرهنگی است، فلذا تمام جهت گیری ها و رفتارهای این انقلاب، باید رنگ و بوی فرهنگی داشته باشد. خاصه آنکه با مرور بیانات امام خمینی (رض) و مقام معظم رهبری و کدگذاری این فرمایشات، اهمیت ، رجحان و تفوق مقوله فرهنگ نسبت به سایر مقوله های اصولی نظام نمایان می شود.

طبق فرموده امام خمینی(رض) : «راه اصلاح یک مملکت ، اصلاح فرهنگ آن مملکت است». همین مقدمه کوتاه ضرورت بحث «مهندسی فرهنگی» یا «سیاست گذاری فرهنگی» یا به تعبیری «برنامه ریزی فرهنگی» را مملوس می کند. مع الأسف به دلیل پراکنده کاری های فرهنگی و عدم برنامه ریزی و سیاست گذاری عمیق، نظام مند و منسجم در کشور، عموماً نتیجه های مطلوبی از کارهای فرهنگی نگرفته ایم.

در این بین اهمیت دانشگاه در مجموعه فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ضرورت یک مهندسی فرهنگی منسجم، فراگیر و پایدار را در جهت ترمیم عقب ماندگی های فرهنگی کشور، بیش از پیش نمایان می سازد و پر واضح است که عمده تلاش غرب در تضعیف یا سرنگونی نظام جمهوری اسلامی نه در عرصه های نظامی، بلکه در حوزه های فرهنگی و اجتماعی است. از طرفی دانشگاه یکی از مهمترین، شاخص ترین و اصلی ترین اهداف دشمن در تهاجم فرهنگی است. رهبر معظم انقلاب درباره ی شیوه ی استعمار ملت ها توسط غربی ها می فرمایند: «در همه ی زمینه های زندگی، غربی ها و اروپایی ها فکری را پرتاب کردند که هرکس با آن مخالفت کرد، شروع کردند به هوچی گری، مسخره و اهانت کردن؛ فشار آوردند تا فرهنگ خودشان را حاکم کنند...».(1) «این مُهر نمی توانیم و نمی توانید را که یکی از بخش های عمده سیاست فرهنگی دشمنان بوده، بایستی از ذهن خودمان پاک کنیم...»(2)

حال که ضرورت و لزوم سیاست گذاری فرهنگی در دانشگاه بحث شد، جهت تدوین یک الگوی فرهنگی مطلوب و برنامه ریزی مدون، توجه و تأمل جدی بر موارد ذیل بسیار ضروری می نماید .

برنامه ریزی فرهنگی نظیر سایر برنامه ها دارای انواع گوناگونی است که عبارتند از:

1) از نظر افق زمانی: کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت

2) از نظر طیف مخاطبان: عام و خاص

3) از نظر تأثیر گذاری: عادی و راهبردی

4) از نظر سطح و قلمرو: منطقه ای، ملی و جهانی

آسیب های مترتب بر برنامه ریزی فرهنگی عبارتند از:

1) سطحی نگری

2) عوام زدگی

3) انفعالی بودن

4) مقطعی بودن

5) گذشته نگر

6) سیاست زدگی

مدیران و مسئولان حوزه های فرهنگی لازم است به بایسته های برنامه ریزی فرهنگی، توجه جدی نمایند. یک سیاست گذاری مطلوب فرهنگی می بایست معیارها و شاخصه های زیر را داشته باشد تا به نتیجه نهایی برسد:

1) آینده نگرانه باشد.

2) مستمر باشد.

3) خلاق باشد.

4) بدیع و نو باشد و روح ابتکار و نوآوری در برنامه ریزی ها و اجراییات در آن وجود داشته باشد.

5) منسجم و نظام مند باشد، در واقع از هم گسیختگی و پراکنده کاری در آن وجود نداشته باشد.

6) زمان بندی شده باشد.

7) کلان نگر باشد، یعنی با یک رویکرد عمیق و دیدگاه بلند طرح ریزی شود.

8) انعطاف پذیر باشد، چرا که ممکن است رویدادها و وقایع ناگهانی برنامه را مورد تهدید قرار دهد.

یکی از ضعف های مدیران و مسئولان فرهنگی کشور، نداشتن یک برنامه ی بلند مدت فرهنگی است که "قابلیت ارزیابی امکان تصمیم گیری و قدرت کنترل و بهینه سازی تصمیم" را دارا باشد است.

در پایان مجدداً تصریح میشود نداشتن چشم انداز درست و روشن توسط مسئولان ذی ربط حوزه های فرهنگی در سطح کلان و همچنین تشکل های دانشجویی در سطح خرد سبب میگردد تا دسترسی به اهداف غیر ممکن و یا با تأخیر زمانی زیاد صورت پذیرد و به نوعی سردرگمی اجرایی وعملیاتی را به دنبال دارد .

در این قسمت به چند نکته در باب ویژگی های برنامه ریزی راهبردی بلند مدت و روند پیگیری آن اشاره می شود:

1. برنامه ریزی های بلند مدت ما را ملزم می کند که هدف ها روشن و دقیق بیان گردد؛ این مسأله موجب می گردد تا سرمایه کمتر به هدر رود و بازدهی بالاتری هم بدست آید.

2. هدف ها در عین حالی که باید آرمان گرایانه باشند، می بایست قابلیت اجرا یا تحقق پذیری داشته باشند، در غیر اینصورت از ارزش آنها کاسته می شود و با شکست روبرو می شوند.

3. هدف ها باید روشن، واضح، صریح و قابل فهم بیان شوند، هم برای مدیران و هم گیرندگان.

4. شناسایی امکانات؛ امکانات، ابزارها و محدودیت ها برای رسیدن به اهداف مورد نظر باید شناسایی شوند.

5. هدف ها نباید آنقدر آرمانی و بزرگ در نظر گرفته شود که دسترسی به آنها دور از ذهن و مشکل باشد و باعث ایجاد بی انگیزگی و نا امیدی در نیروها و کارگزاران شود.

6. برای داشتن یک برنامه ریزی مطلوب، باید وضعیت موجود شناسایی شود و پیش نیازها در رابطه با ایدئولوژِی و آرمان های جامعه مدنظر گرفته شود.

7. تنظیم هدف های کوتاه مدت و راهبردی کردن اهداف بسیار ضروری است.

8. برنامه های اجرایی مورد نظر بر اساس اهداف مشخص شده ارائه و تدوین گردند.

9. به منظور بهبود مستمر و کنترل راهبردی می بایست نظارت مستمری بر اجرای برنامه ها داشته باشیم.

10. ارزشیابی و ارزیابی کلیت مجموعه، از مهم ترین عوامل موفقیت برنامه ریزی می باشد.





نظر شما
* نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
* متن :